شما اینجا هستید

اجتماعی » نقاب خنده بر چهره غمگین

گروه اجتماعی – رعنا امیری

شغلی عجیب و غریب با لباسهای زیبا و شکیل. خنده های همیشگی؛ ولی پای صحبتشان که بنشینی از ناگفته هایی می گویند که شنیدنی است. مهمانداران را همه دوست دارند. برای لبخندهای ارزانشان که بی هیچ منتی، تقدیم مسافران می کنند. شغلی با درصد بالای متقاضی. تقاضایی که ناشی از برداشت های ظاهری از این حرفه است . «مهمانداری هواپیما» حرفه ای سخت است و دارای شرایط کاری سخت تر؛ اما با دورنمایی رویایی و دارای زرق و برق فریبنده. مخصوصا در کشور ما که تعداد زنان خلبان مشغول کار، تقریبا به تعداد انگشتان یک دست است. در کشوری با جمعیت ایران، صد البته که شغل بعدی در صنعت هوانوردی که دختران جوان کشور و همچنین مردها، برای آن دست و پنجه نرم می‌کنند و با انواع و اقسام روشها خواهان رسیدن به شغل رویایی خود هستند مهمانداری هواپیما است. مهمانداران هواپیما همیشه در خطر از دست دادن شغل خود تهدید می‌شوند، زیرا افراد زیادی پشت دربهای بسته ایرلان ها منتظر اجازه ورود هستند. ورودی که همراه با انواع و اقسام مشکلات روحی و جسمی بوده، اما آنها می‌خندند تا مشتری در پرواز، ایمن و راحت باشد؛ آنها می‌خندند اما دلی پر غصه را حمل می‌کنند.

*قوانینی که زیر سبیلی رد می‌شوند
کلی آلات و اسباب با خود آورده اند، از گیتارهای کوچک و بزرگ تا چمدانهای عریض و طویل. نگاه ها به سمت آنهاست و معلوم می‌شود یک گروه معروف موسیقی هستند. از وسواس و هشدارهایشان هم می‌فهمیم که وسایلشان گرانقیمت و باارزش است و یا حداقل برای آنها ارزش معنوی زیادی دارد. شروع پچ پچ مهمانداران اما حکایت دیگری دارد و آنها از اینکه این وسایل از گیت ها عبور کرده و به داخل هواپیما آمده ناراضی هستند و همدیگر را مجاب می کنند که گوشزد مقرراتی را بر اساس مقررات از قبل تعیین شده اعلام کنند. آب دهانش را قورت داده و به سمت موزیسین ها می آید. گفت و گویی بین آنها انجام می شود و به سمت دوستان خود بر می گردد و معلوم است که گوش شنوایی نبوده و به اصطلاح تیرش به سنگ خورده است.
«هیچ مسافری نباید به خودش این حق را بدهد که ایمنی پرواز را به خطر بیندازد، هیچ دلیل و بهانه ای پذیرفته نیست.» این گفته فرشید ارباب است که در گفتگو با «وطن روز» بیان کرده و اضافه می کند:«بعضی از مسافران یا نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که یکسری مقررات وجود دارد و برای حفظ جان و مال خودشان هم شده، باید آنها را رعایت کنند. مثلا مسافری پایش را از کفش در آورده و باعث رنجش دیگر مسافران می‌شود و یا دیگری در دستشویی هواپیما سیگار می کشد».
ارباب که خودش تجربه ای ۲۵ ساله از شغلش را پشت سر گذاشته و هم اکنون سرمهماندار باتجربه و با اعتباریست معتقد است که «مسافران باید سوال کنند و خدمه پروازی هم وظیفه دارند که به بهترین شکل ممکن پاسخگو باشند؛ که اکثر آنها همین تلاش را دارند.» در این میان سوالی که مطرح می شود این است که با وجود قانون و مقررات مشخص، چرا چنین رفتارهایی در هواپیماها و در سفرهای هوایی دیده می شود که ارباب در پاسخ به این سوال می گوید: «قوانبن سفت و سخت اجرا نمی شوند و روی یک سری از مسائل و رفتارها چشم گذاشته می شود و به اصطلاح زیر سبیلی رد می شوند.»
این سرمهماندار ایرانی حق را همیشه از آن مشتری نمی داند و معتقد است «تعریف مشخصی از مشتری وجود دارد و نباید به خاطر پول حق را همیشه و همه جا به مشتریانی داد که قوانین را رعایت نمی کنند.» او با اشاره به موضوع تاخیردر ساعتهای پرواز،  مهمانداران را قربانی این تاخیرها اعلام می کند و برای افزایش اطلاعات مردم در این زمینه می گوید که «تاخیر شامل خدمه پرواز هم می شود، اما ریالی از این تاخیرها دریافت نمی کنند و آنها هم همانند مسافران منتظر پرواز می مانند و در مقایسه با مسافرین عذاب بیشتری را تحمل می‌کنند، زیرا مسافران فقط مسافرت هوایی خود را انجام می دهند اما مهمانداران بعد از پرواز تاخیر دار، ممکن است دوباره در پرواز دیگری بلافاصله حضور داشته و ارائه خدمت کنند.»
ارباب بحث فرهنگی و باورهای غلط را در ارتباط مهمانداران با مخاطبانشان، گذشته از مشکلات معیشتی، پروازی و کاری  دخیل می داند و آنها را اظهر من الشمس (روشن تر از آفتاب) معرفی میکند که با توجه به پرداخت های مختلف و متنوعی که به این موضوع شده، ولی آن را کم ومستحقق جای کار بیشتر و شبانه روزی می داند. با توجه به گفته های این سرمهماندار کهنه کار،  بسیار دیده شده که مسافر هیچ اطلاع و شناختی از علامتهای پروازی نداشته و مثلا نمی داند تا خاموش نشدن چراغ کمربندها، خدمه پرواز موظف به ارائه خدمت نیستند و یا اینکه هواپیما رستوران نیست و گرم و سرد بودن غذا در اختیارات مهمانداران نبوده و اگر شکایت و پیشنهادی دارند نباید بر سر مهماندار خراب شوند و باید درخواست برگه پیشنهادات را کرده و در آن درج کنند. این مسائل کوچک زیاد، آنقدر آزاردهنده است که مهماندارانی که شغلشان را با امیدی از آرزو و عشق انتخاب کرده اند و با مشکلات عدیده ای دست به گریبان هستند را خسته و رنجور سازد.
فرشید ارباب، قصور سازمان هواپیمایی کشوری که متولی اصلی است را در پایان دادن به برداشت های غلط مسافرین بارز دانسته  و تاکید می‌کند «باید در راه فرهنگ سازی و روشنگری ابعاد پنهان در مسافرتهای هوایی، بیشتر و بهتر از این عمل نمایند؛ اگر که دورنمای بزرگ و زیبایی را برای صنعت هوانوردی و حمل و نقل هوایی ایران درنظر دارند.» این مهماندار با سابقه، تبلیغات سرامیک و وان حمام را مهمتر از تبلیغ فرهنگ هوانوردی نمی داند که راهروهای فرودگاه ها مملو از این تبلیغات است و در مقابل، در جهت تبلیغات موثر برای فرهنگ سازی در این صنعت  قدمهای بزرگی برداشته نمی شود. وی متولیان امر اعم از سازمان هواپیمایی کشوری و شرکت فرودگاه ها  را پاسخگو دانسته و عزمی برای بهتر شدن را طلب میکند.

*تکه پازل گمشده شغل مهمانداری
در گذشته های نه چندان دور «مدرسه عالی مهمانداری» امر تربیت و اموزش متقاضیان مهمانداری هواپیما، با اعمال تمام اصول و قوانین را بعد از گذراندن دوره های مختلف در بازه زمانی معین بر عهده داشت که مجوز ورود مهمانداران را صادر می‌کرد تا پا به محیط هواپیما بگذارند و با توجه به میزان تبحر و آموزشها در شرایط تعریف شده تحت نظارت، به خدمت رسانی به مشتریان اقدام کنند.
حالا این  وظیفه آموزش متقاضیان مهمانداری برعهده آموزشگاه ها ست که باعث شده در برخی موارد این آموزشها نه در زمان تعیین شده استاندارد انجام شود بلکه بصورت فشرده و در زمان کمتر، مهمانداران را آماده انجام وظیفه در هواپیما کنند که این رفتار سلیقه ای در برخی امور، سبب افت خدمات رسانی شده و افزایش جذب مهمانداران پیشنهادی به ایرلاین ها را در پی داشته است.
بعضی از اساتید مهمانداری نقصان کار را در یکسان نبودن آموزشها می دانند و معتقدند که می توانستیم با تجمیع آموزشها در یک مکان، نظارت بهتر و بیشتری اعمال نمود. اما برخی دیگر از اساتید این حرفه، امر تجمیع  را غیر ممکن و خواهان نظارت بیشتر سازمان هواپیمایی بر آموزشگاه ها و نحوه آموزش دهی به متقاضیان مهمانداری هستند و همواره تاکید دارند که قشر مهجور حرفه مهمانداری هم محصول تصمیم‌گیری های غلط و نادرستی هستند که در وهله اول تصمیم گیرندگان مقصر بوده و در وهله بعدی مهمانداران کم آموزش دیده.
گذشته از بحث آموزشها، نبود یک صنف یا کانونی که زبان گویای قشر مهماندار کشورمان باشد هم تکه پازل گمشده  این حرفه است. فرشید ارباب در این باره می‌گوید: «در گذشته کانون مهمانداران هواپیما فعال بوده است اما فعالیت این کانون بدون توجه به شرایط کشور و در نظر داشتن همه فاکتورهای حرفه ای، راه به جایی نبرده و همین امر سبب مسکوت شدن این کانون و مهمانداران هواپیمایی را از داشتن کانون صنفی  که از شغل و استانداردهای آنها دفاع کند محروم ساخت.»

*دشواری های جسمی  مهمانداران شوخی نیست
شیک بودن طرح و لباس مهمانداران برای همه جذاب است و گاهی به اشتباه آنها را مثل مدل ها می بینند و یا بعضی افراد، از آن طرف بوم افتاده و از آنها انتظار خدماتی را می کنند که فقط در رستورانها می توانید این خدمات را بخواهید. مهماندار گذشته از اینکه در آسمانها مشغول فعالیت حرفه ای خود است ازنظر روحی و عاطفی هم خود را بی پناه می یابد. بن بستی بین مردم و ایرلاین ها…
مسعود خمسه  که او هم یک سرمهماندار کاربلد قدیمی است در گفتگو با «وطن روز» با بیان اینکه، مهماندار مسئول جان مسافر است؛ در این باره می گوید: «مهماندار کسی است که سالها به فعالیت خود ادامه می دهد اما کوچکترین توجهی به او از نظر معیشتی و دخل و خرج و سلامتی نمی شود.» او معتقد است «صدای مهماندار شنیده نمی‌شود و اکثر مهمانداران ما بعد مدتی با اقسام مشکلات و بیماریهای استخوانی و غضروفی دست به گریبان هستند و دشواری هایی که با آن دست و پنچه نرم می کنند شوخی بردار نیست. قریب به اتفاق همه آنها دچار بیماریهای تنفسی و مفصلی هستند و این چیزی است که مردم نمی‌بینند. مهمانداران بین ایرلاین ها و مردم گیر افتاده‌اند و توقعات غیرحرفه ای که از این قشر زحمتکش می شود، آنها را زودتر از هر شغل دیگری پیر و خسته می‌کند. عزا و عروسی و خورد و خواب این عزیزان معلوم نیست و دوام آوردن در فضای متشکل از اشعه های کیهانی  همتی عجیب می‌خواهد.»

 

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز