شما اینجا هستید

اجتماعی » رؤیای گران پرواز

گروه اجتماعی _ رعنا امیری

اولین آموزشگاه خصوصی هوانوردی  ایران فعالیتش را در سال ۱۳۸۱ شروع کرد. نیازی که پس از نزولی شدن سیر آموزش در «مرکز آموزش فنون و خدمات هوایی» خودش را به بخش غیرنظامی هوانوردی نشان داد. جای خالی‌ مرکزی که علاقه‌مندان به این حوزه و کسانی‌که بضاعت مالی آن‌چنانی نداشتند را از مدارس شناسایی و با برگزاری آزمون‌های وروی و یارانه آموزشی بپذیرد، کاملا روشن بود و علاقه‌مندان حوزه هوانوردی، نبودش را حس کردند، آستین‌ها را بالا زدند و برای آموزش هوانوردی، بالطبع در مسیر اقتصادی‌اش قرار گرفتند.

*پارادوکس بین آموزش آرزو
«می‌توانستیم اندوخته‌های مالیمان را در بخش‌ها و حوزه‌های دیگر سرمایه‌گذاری کنیم اما علاقه و تعهد نگذاشت در حیطه‌ای غیر از تخصص خودمان فعالیت کنیم.» این جمله علیرضا دانش‌پور است که در گفتگو با «وطن روز» آن را بیان کرد. او همچنین می‌گوید، وقتی تصمیم به سرمایه‌گذاری گرفتیم حرف آخرمان این شد که در آموزش رشته خلبانی که متقاضیان زیادی هم دارد بمانیم و حرکت کنیم. دانش‌پور خلبانی جوان و باتجربه است که در ایرلاین‌های مطرح ایرانی کار کرده و علاوه بر آن مدیرعامل یکی از آموزشگاه‌های هوانوردی در پایتخت است. پایتختی که تنها شهر آموزشگاه‌های خصوصی هوانوردی شده و هرکه خواهان آموختن این رشته‌ه است را به‌اجبار، سوی خود می‌کشاند.
اما بالا رفتن نرخ ارز، حتی باعث تغییر در این برنامه‌ریزی‌ها هم شده است. برنامه‌هایی که الاکلنگ قیمت‌ها، نفسشان را گرفته و همان‌طورکه علیرضا دانش‌پور می‌گوید، از مشکلاتی که آموزشگاه‌های هوانوردی و مخصوصا دانشجویان رشته‌های خلبانی و دیگر رشته‌های هوانوردی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند همین است. او می‌گوید: «در ابتدای شروع کار در آموزشگاه، مشکلات زیادی وجود داشت که یکی‌یکی از پس آن برآمدیم اما تغییر در نرخ ارز، همه رویه‌ها را به هم زد، این مشکل، مثل نداشتن موتور و ملخ نبود که بگردیم و پیدا کنیم.» آنچه که دانش‌پور می‌گوید از کم شدن دانشجو برای بالا بودن هزینه‌های حین آموزش رشته خلبانی است. هزینه‌ای بالغ ‌بر ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان که علاقه‌مندان بی‌بضاعت این رشته رؤیایی را کاملا مستأصل کرده است.

دانش‌پور با اشاره به وضعیت استخدام در این رشته می‌گوید، استخدام آن‌چنانی هم در صنعت هوانوردی به سبب نبود ناوگان جدید، وجود ندارد و در این حین هیچ منبع و مرجعی هم از ما حمایت نکرده و بار اضافی هزینه‌ها بر دوش دانشجویان این رشته‌ها است. او معتقد است که با وجود تحریم‌ها و بسیاری از مشکلاتی که از بیرون کشور به ملت و دولت تحمیل شده، هستند کارهایی، که بشود با آن از آموزشگاه‌ها و دانشجویان حوزه هوانوردی حمایت کرد. مثلا دو مشکل مهم داریم که یکی تأمین سوخت است. برای تهیه سوختی مثل ۱۰۰LL، کل ایران را باید بگردیم تا ببینیم امروز این سوخت را در کدام استان کشور می‌توانیم تهیه کنیم. او ادامه می‌دهد که شرکت نفت هم یک روز می‌گوید سوخت نداریم؛ تولیدش نکردیم. یک روز می‌گوید سوخت داریم اما بشکه‌ نداریم که سوخت را در آن بریزیم. درحالی‌که ما مجبوریم هر طوری شده این سوخت را تهیه کنیم.
اما مشکل دوم، هزینه هر یک ساعت پرواز در فرودگاه پیام است که حدود ۲۰۰ هزار تومان می‌شود و دانشجویان باید آن را بپردازند و چون این فرودگاه از زیرمجموعه‌های شرکت فرودگاه‌ها نیست، شامل تخفیفات فرودگاهی نمی‌شود و از سوی دیگر تنها و نزدیک‌ترین فرودگاه قابل‌استفاده در تهران، همین پیام است که زیرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوری است. این مشکلات، بخش کوچکی از مشکلاتی است که آموزشگاه‌ها و دانشجویان هوانوردی با آن روبه‌رو هستند. اما سؤال اصلی هنوز پابرجاست. اگر تهران را شهری ببینید با چند مدرسه غیرانتفاعی، برای درس و تحصیل با جیب خالی چکار می‌کردید؟ و اینکه آیا درست است که آموزش رشته خلبانی فقط از دالان آموزشگاه‌های خصوصی کشور بگذرد و آیا این فارغ‌التحصیلان آموزشگاه‌ها، نیروهای خوبی برای هوانوردی غیرنظامی ما هستند و آنهایی که هزینه پرداخت تحصیل رشته‌های هوانوردی را ندارند و در دوردست‌های ایران پهناور روز را به شب می‌گذرانند امید دیگری دارند؟

*مسئله سود و زیان است
جلال که یکی از فارغ‌التحصیلان رشته خلبانی است و پنج سالی می‌شود که مدرک خود را گرفته، می‌گوید: «پدرم خانه‌ای کلنگی داشت که با اصرار من آن را فروخت و من با پول آن گواهینامه خلبانی‌ام را گرفتم و امروز جز پروازهای تفریحی، چتربازی، فعالیت دیگری در حوزه هوانوردی ندارم.» وی در گفت‌وگو با «وطن روز» گفت که در زمان ثبت‌نام و پرداخت شهریه‌ها فکر می‌کرده، با استخدام در یکی از ایرلاین‌ها، از زحماتی که پدرش کشیده تشکر و همه تلاش‌هایشان را به‌یک‌باره جبران می‌کند.
داود ربیعی، کارشناس هوانوردی، آموزش را پایه توسعه و افزایش بهره‌وری هر صنعتی دانسته و معتقد است که رابطه مستقیمی بین آموزش و ایمنی وجود دارد. او می‌گوید، بر اساس تحقیقات جهانی بخش بزرگی از خطاها و ارورهای هوایی، به دلیل نداشتن آموزش صحیح و لازم است. ربیعی با یادآوری این نکته که آموزشگاه‌های هوانوردی علاوه بر آموزشگاه بودن یک بنگاه اقتصادی هستند، خاطرنشان می‌کند که آنها نیازمند ترازنامه‌ای مثبت بوده و مسئله سود و زیان، به طور یقین همیشه برایشان اهمیت دارد. ازاین‌رو پارادوکسی سیال بین بالابودن کیفیت آموزش و کسب درآمد، در جریان است. حال که بخش آموزش عملی رشته‌های خلبانی، مهمانداری و سایر رشته‌های هوانوردی غیرنظامی به بخش خصوصی سپرده ‌شده باید به راهکاری فکر کرد که هم از کیفیت بالای آموزش ارائه‌شده آسوده‌خاطر بود و هم فشار مالی به دانشجویان تحمیل نشود. از سوی دیگر باید در نظر بگیریم که در صورت پیدا شدن راهکاری برای کم کردن هزینه‌های این آموزشگاه‌ها که آموزش رشته‌های پرطرفداری را بر عهده دارند، آنها هم در صورت کم شدن هزینه‌ها، دامنه سود خود را گسترش ندهند. این کارشناس هوایی در پایان توضیح داد که «در وضعیت فعلی اقتصاد، باید مجموعه‌ای از عوامل دست‌به‌دست هم داده تا مشکلی حل شود و فقط از یک ‌طرف ماجرا، نباید انتظار کمک و فداکاری داشت.»

 

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز