شما اینجا هستید

فرهنگی » راوی نگاه در گذار از سنت به مدرنیته
منبع : سمیرا شیخ مظفری

گروه فرهنگی-سمیرا شیخ مظفری

مظفر طاهری در سال ۱۳۳۷ در کرمان به دنیا آمد، از سال ۱۳۵۶ و در دوران دانشجویی عکاسی آماتور را آغاز کرد و در سال ۱۳۵۷ مجموعه عکسهای انقلاب را ثبت کرد. در سال ۱۳۵۸ با تخلص «عکاس باشی» به دنیای حرفه ای عکاسی پا گذاشت.
وی در سال ۱۳۶۸ اولین نمایشگاه انفرادی عکس را با ۱۰۰ قطعه عکس در ۶ زمینه در موزه هنرهای معاصر صنعتی برگزار کرد و پس از آن بیش از ۱۰ نمایشگاه انفرادی در کرمان و تهران برپا کرد. او در جشنواره های مختلف داخلی و بین المللی حضور و به جوایزی نیز دست یافت که مهمترین آنها لوح سیمین و دیپلم افتخار و لوح تقدیر اولین مسابقه بزرگ مرکز توسعه صادرات ایران در سال ۱۳۷۱ و طوبی زرین و دیپلم افتخار دومین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر در سال ۱۳۸۸ است.
او در نمایشگاههای جمعی داخلی و خارجی متعددی نیز شرکت داشته که مهمترین آنها نمایشگاه جمعی اساتید هنر ایران در موزه هنرهای معاصر تهران در سال ۱۳۸۸ است. وی همچنین در اسفند ۱۳۹۷ موفق به دریافت گواهینامه درجه یک هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.
وی طی گفت‌وگویی با خبرنگار «وطن روز» در پاسخ به سوال «فکر میکند چه ویژگی هایی شما را از دیگر عکاسان متمایز میکند» گفت: هر فردی، شخصیت خاص خودش را دارد و من فکر میکنم، این‌که توانستم، به خواست خدا، از سنین نوجوانی، آن‌هم در زمانی که دسترسی به منابع آموزشی خیلی محدود بود، با استفاده از کتابهای کتابخانه دکترمیمندی نژاد و به شکل خودآموخته، عکاسی را فرابگیرم و تا جایی پیش بروم که بتوانم در دانشگاه تدریس کنم و گواهینامه درجه یک هنر رابگیرم، مهمترین بخش زندگی من است.
وی در ادامه تصریح کرد: البته این را هم بایستی بگویم که تدریس در دانشکده هنر و معماری صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان که به لطف آقای دکتر عبدالحمید هدایت اتفاق افتاد، تاثیر بسیار زیادی در زندگی من، چه به لحاظ هنری و چه به لحاظ اجتماعی گذاشت. چرا که به لطف دانشجویان عزیز، باید به روز باشم و همراه عزیزان حرکت کنم تا شرمنده آنها نباشم که این در پیشرفت من هم سهیم هستم. از طرفی در سال ۱۹۹۰ میلادی توانستم با عضویت در ۲ انجمن بین المللی، یعنی انستیتو عکاسان حرفه ای انگلستان BIPP و سازمان بین المللی عکاسان آزاد آمریکا IFPO و با استفاده از مجلات و بروشورهایی که برایم ارسال میشد، همراه با تکنولوژی روز باشم. هرچند در این راه سختی هایی هم بود ولی توانستم خودم را به عنوان یک عکاس صاحب سبک معرفی کنم. این را اضافه کنم که علت سختی ها این بود که نمی‌خواستم تابع مشتری باشم و در پرتره که تخصص من بود، تنها کسانی که به سبک من اعتماد داشتند، مشتری من بودند. البته بعد از مدتی توانستم عزیزانی که مشتاق سبک من بودند را جذب کنم که البته کم هم نبودند.
وی در ادامه به تشریح شیوه های خودش در عکاسی پرداخت و گفت: البته، سبکی که من کار میکردم شاید در ایران قدری ناشناخته بود ولی در انگلستان که من ارتباط داشتم کاملاً سبکی شناخته شده بود و آن هم این بود که عکس های من شارپ نبودند و نرمی خاص خودشان را داشتند، این را هم بگویم، با وجودی که چهل و یک سال از شروع کار حرفه ای من می‌گذرد و درحال حاضر هم دیجیتال همه جا را فرا گرفته، من هنوز پرتره هایم را با همان سبک خودم و با نگاتیو به صورت آنالوگ می گیرم.


می‌خواهم خاطره ای تعریف کنم. من با سبکم و عکاسی آنالوگ خیلی به خودم مغرور شده بودم. در سال ۱۳۸۶ دوسالانه عکس ایران در چندین بخش برگزار می‌شد که یکی از بخش های آن هم پرتره بود و از آنجا که من خودم را یکی از برترین های پرتره در ایران می‌دانستم با غرور تمام چهار قطعه عکس از پرتره های مجموعه ناموران کرمان را فرستادم و باور کنید تنها نگرانی من این بود که روز اعلام نتایج با برنامه دانشکده تداخل پیدا کند و من نتوانم برای دریافت جایزه بروم. هرروز منتظر تماس دبیرخانه بودم ولی اصلاً تماس نگرفتند و وقتی که لیست اسامی شرکت کنندگان را دیدم، فهمیدم که اصلا هیچکدام از عکسهایم انتخاب نشده بودند چه برسد به دریافت جایزه. مدتی افسرده بودم و فکر می‌کردم که دیگر کار من تمام است، زیرا داوران دوسالانه، استاد فخرالدینی و مریم زندی و یک نفر دیگر بودند که تخصصشان پرتره بود و نمی‌شد به آنها ایراد گرفت. وقتی که عکس های نمایشگاه را دیدم فهمیدم که اشکال از عکس های من است که شارپ نبودند و به همین دلیل کلا عکس ها را حذف کرده بودند و عکس هایی که انتخاب شده بودند، همه دیجیتال و کاملاً شارپ بودند و خیلی به ترکیب بندی اهمیت داده بودند، در حالی که من در عکس هایم تمام مسائل یک پرتره را رعایت کرده بودم و اصولاً در پرتره ترکیب بندی در درجه دوم قرار می‌گیرد و سوژه و حس عکس حرف اول را می‌زند و جالب است که بدانید من درجه یک هنری را در عکاسی پرتره گرفته ام.  یک سال بعد دوسالانه بین المللی جهان اسلام با موضوع خانواده در اسلام، در فرهنگسرای صبا تهران برگزار شد. بهترین زمان برای سنجیدن خودم بود و چند پرتره برایشان فرستادم، بعد از مدتی اعلام کردند دوتا از آنها برای نمایشگاه انتخاب شده است. تا اینجا را انتظار داشتم ولی حس رفتن به نمایشگاه نبود و به دخترم هلیا که تهران بود گفتم برای افتتاحیه برود، سرشب، تماس گرفت و درحالی که خیلی خوشحال بود گفت که یکی از عکس هایم با نام «شله زرد نذری مادربزرگ» را در بهترین نقطه نمایشگاه زده اند. برایم خیلی عجیب و در عین حال امیدبخش بود، بعداً که نمایشگاه را دیدم، احساس کردم با توجه به اینکه نمایشگاه مربوط به جهان اسلام بود و از خیلی کشورهای دیگر هم عکس فرستاده بودند، از جنگ و خانه خدا و خیلی چیزهای دیگر، عکس من خیلی ارزشمند بود که در بهترین جای نمایشگاه نصب شده بود، بعد هم که کتاب نمایشگاه چاپ شد در آن هم اولین عکس بود، اینجا بود که فهمیدم ایراد از من نیست و کلاً همه چیز دیجیتال شده و عکس آنالوگ در نمایشگاه ها جایی ندارد. این راذهم اضافه کنم که همین عکس، سال بعد در دومین جشنواره هنرهای تجسمی فجر توانست طوبی زرین و دیپلم افتخار جشنواره را کسب کند.

طاهری در ادامه به تشریح فعالیت های اخیرش پرداخت و گفت: با توجه به اینکه در پایتخت هستم و مدتی هم درگیر بیماری بودم خیلی کم کار شده ام. آخرین عکس حرفه‌ای را از نمایشگاه نقاشی دوست عزیزم افشین کوشا گرفتم که به صورت ۳۶۰ درجه است و سعی کردم به نوعی به روز باشم.
وی در بخشی از صحبت هایش به احوال عکاسی در روزگار فعلی اشاره کرد و گفت:  عکاسی امروز با زمانی که من شروع کردم و یا در اوج فعالیت بودم بسیار فرق کرده است. در آن زمان با توجه به این‌که نگاتیو بود، برای ارائه، چاپ و ظهور نیز نقش اساسی داشت، در نتیجه جدا از خود عکس، مرحله دومی هم بود که می‌توانست کل کار را از بین ببرد و یا برعکس آن را عوض کند. درحال حاضر حوزه رنگ و کنتراست عکس، امری طبیعی است و باید خوب باشد و خود به خود اگر عکسی این گزینه‌ها را نداشته باشد از جریان رقابت کنار می‌رود، به همین خاطر من معتقدم، خیلی از عکس هایی که در زمان های گذشته برگزیده و حتی در مواردی جایزه هم گرفته‌اند، اگر در زمان حال در مسابقه ای شرکت کنند ممکن است حتی روی دیوار هم نروند، تجربه ای که من داشتم و ذکر کردم این موضوع را ثابت میکند.
در حال حاضر تعداد عکاس ها خیلی زیاد شده ولی متاسفانه جایی برای رقابت ندارند، چون انگار اصلا مسابقه ای در کار نیست و تا وقتی که رقابت نباشد و هر کسی در چهارچوب خودش باشد، پیشرفت نخواهد کرد. ممکن است بگویید الان اینترنت هست و سایت های مختلف ولی من می‌گویم الان با نرم افزارهای مختلف، عکس را طوری بزک می‌کنند که دیگر پیام عکس فراموش میشود و به همین ترتیب عکاس های جوان هم خودشان را به نرم افزارهای مختلف وابسته کرده اند و به امید آنها عکاسی میکنند. البته نمی‌توان نقش نرم افزارها را نادیده گرفت ولی به نظر من عکس اول باید پیام داشته باشد و بعدا با نرم افزارهای مختلف آن را ادیت و آماده نمایش کرد. چیز دیگری که برای یک عکاس مهم است خلاقیت در خلق عکس است و این‌که باید جرات داشته باشد.
وی در ادامه از فعالیت های خود در روزهای کرونایی گفت: این روزها شاید برای خیلی ها غیرعادی باشد ولی من به نوعی کارهای عقب افتاده ام را انجام می دهم، اولین کتابم که «ناموران کرمان» در دهه هفتاد خورشیدی بود را دو سال پیش به لطف آقای دکتر محمدجواد فدایی، استاندار عزیز و استاد سیدمحمدعلی گلابزاده، رییس مرکز کرمان‌ شناسی چاپ کردم و در حال مرتب کردن آرشیوم هستم که به امید خدا بتوانم کتاب یا کتاب های بعدی را چاپ کنم.
طاهری در پایان گفتگو گفت: می خواهم تشکر کنم از همسر عزیزم که در طول این سال ها در کنار من بود و خواهش کنم از مسئولین عزیز که قدر هنر و هنرمندان را بیشتر بدانند و در حفظ آثار هنرمندان کوشا تر باشند.

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز