شما اینجا هستید

اجتماعی » قهرمانان روزهای کرونایی

گزارش اجتماعی- رعنا امیری

کرونا که آمد، بسیاری از افراد جامه رزم به تن کردند و به سوی دشمن حمله ور شدند. هر کس باری برداشت، یکی در عرصه سلامت و دیگری در عرصه آموزش. یکی در کسوت راننده آمبولانس و دیگری در لباس نارنجی پاکبانی. همه آستین ها را بالا زدند که چرخ دنده های سرزمین بزرگی به نام ایران، همچنان به گردش ادامه دهد.
تصویر اول؛ صدای بچه ها را می شنید. صدای گرم و خالص مروارید و سحر و مریم؛ صدای نازنین و زهرا و ماهور و بسیاری  که گوش به صدای او داشتند. او به جای حضور در مدرسه یا حتی در خانه، روی تخت بیمارستان بود و دخترها در خانه هایشان. دست بردار نبود، چه زمانی که کنار تخته، گچ به دست درس می داد و چه آن‌روزهایی که با حال وخیم و وصل به دستگاه تنفس، روی تخت، صدای دختران «گرمه ای« را می شنید که  برای هر سوالی، به او پناه می آوردند. پناهشان بود و خودش هم بدون آنها زندگی را نمی خواست. با آنها شاد بود، حتی روی تخت بیمارستان از حضور آنها شاد بود، حتی با وجود کرونا و نفس هایی که به سختی بالا می آمد.
کرونا زمین‌گیرش کرده بود اما کتاب را برمی داشت و آهسته، خط به خط توضیح می داد. «مریم اربابی» هفت روز است که دیگر با دخترکانش نیست. نه در مدرسه و نه بیمارستان، کرونا او را از دخترها گرفت و؛ و دخترها حالا ۷ روز را بدون او گذرانده اند.
خانم اربابی آموزگار کلاس «ضحی» در دبستان شاهد ریحانه بود. در شهرستان گرمه از استان خراسان شمالی؛ زنی مهربان و با پشتکاری باورنکردنی که الگوی بسیاری از معلمان و آموزگاران سرزمین‌مان شده است. مثل او بودند، معلمانی که بر روی تخت بیمارستان هم دست از آموزش و یاد دادن برنداشتند. در یک دست گوشی و در دست دیگرشان کتاب. اما با رفتن خانم اربابی، دل همه شکست، ۲۸ سال سابقه کار فرهنگی و آموزشی که فقط برای شادی بچه ها گذاشته بود.

*ترسی که وجود ندارد
تصویر دوم؛ ۲۱ ساله است و دانشجوی حقوق و عاشق نقاشی. «رقیه» دل بزرگی دارد، این را خواهرش می گوید؛ خواهری که از او بزرگتر است. «رقیه» گاهی اوقات به بهشت زهرا می رود. به غسالخانه؛ برای غسل و کفن کردن فوت شدگانی که کرونا، لذت زندگی را از آنها ربود. با او که تماس گرفتم، شرط و شروط‌هایی گذاشت و یکی از آنها این بود که تصویری از او کار نشود. خودم هم همین قصد را داشتم اما دلیل من کجا و دلیل این دختر شجاع کجا.
او در گفتگو با«وطن روز» گفت که نمی خواهد نامی از او رسانه ای شود و فقط برای اینکه مردم بدانند آنها چگونه عمل می کنند تن به این مصاحبه داده است. از او پرسیدم نمی ترسی و چرا به غسالخانه می روی؛ جایی که همه از آن وحشت دارند، در جواب گفت: نمی ترسم، روز اول کمی بهتم زده بود اما مطمئنم که نمی ترسم. من قول و قرارهایم را با خدا گذاشتم و همیشه از اینکه فوت شدگان کرونا، بدون غسل دفن می شدند ناراحت بودم. شاید باور نکنید، اما هر وقت که در غسالخانه هستم، خودم را تصور می کنم و به خودم می گویم اگر من جای او بودم چه حالی بر من میگذشت.
می گوید مشغله کاری ام نمی گذارد زیاد به وظیفه غسل دادن، برسم اما سعی می کنم در هر زمانی که وقت داشته باشم با هماهنگی با دوستانم بروم. رقیه فضای غسالخانه را آرامش بخش می داند و تند تند در گفته هایش می گوید: همه چیز آنجاست، می‌بینی که هیچ چیزی برای ترس وجود ندارد و فقط بایید به خودت و اعمالت متکی باشی، همین.

*قهرمانها، همیشگی هستند
مریم کاظمی پژهشگر و جامعه شناس در گفتگو با «وطن روز» با اشاره به تفاوت قهرمان سازی تا شناخت قهرمانان واقعی می گوید: «با هجوم فضای مجازی به زندگی اجتماعی همه ما و نیز داستانهایی که از شبکه های ماهواره ای برای مخاطبان پخش می شود، مرزهای فداکاری و قهرمانی جابه جا شده است. به صورتی که بدون شناخت و با هجمه رسانه‌ها، این تصور ایجاد شده که هر کسی عکس و فیلمش به صورت گسترده انتشار یافته و همه مردم آنها را بشناسند؛ قهرمان است، در حالی‌که قهرمانان واقعی، در زمان فداکاری به کسب نام و شهرت فکر نمی کنند و چه بسا بسیاری از آنها از شهرت بیزارند.»
کاظمی قهرمان را لایق شناخت و الگو برداری دانسته و از همین رو تاکید می کند که باید شناخت درستی از این افراد به دست آید. به گفته او، لازم است که کودکان و نوجوانان ما قهرمانان واقعی جامعه ای که در آن زندگی می کنند را بشناسند و مولفه هایی که باعث می شود یک فرد به عنوان قهرمان شناخته شود را به دست آوررند که مدرسه و خانواده نقش بسیاری را در این شناخت ایفا می کنند.
این جامعه شناس با اشاره به عمق از خودگذشتگی و اخلاص درونی «مریم اربابی» خاطر نشان می کند: «تصاویری که از این معلم فداکار در فضای مجازی وجود دارد، متعلق به معلم فداکار دیگری است که او هم همانند آن مرحومه با وجود ابتلا به کرونا و بستری بودن در بیمارستان به آموزش به دانش آموزانش ادامه داد و این نشان دهنده عاشق بودنشان در راهی است که در آن قرار دارند و جویای نام و تصویر و نامداری وسیع نیستند و این معلم بزرگوار (مریم اربابی)، تا آخرین لحظه در حال آموزش بوده و این خستگی ناپذیری در عین عدم اجبار، همان مولفه قهرمان است. زیرا قهرمان خودش انتخاب میکند که چگونه عمل کند.»
کاظمی قهرمانان را  برای بعضی افراد زودگذر می داند. این دسته افراد، هر لحظه و در هر حوزه ای دنبال قهرمانهای جدیدی هستند، مانند کودکان که قهرمانانشان با گذر زمان تغییر می‌کند. اما قهرمان واقعی همیشه قهرمان است هم در زمان حال و هم در آینده، پس شناخت و معرفی یک قهرمان بسیار اهمیت دارد.

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز