شما اینجا هستید

اجتماعی » متادون و گل، کابوس خانواده‌های ایرانی

گروه اجتماعی ـ رعنا امیری

نامش را بلای خانمانسوز گذاشتند. بلایی که امید خانواده های بسیاری را در لحظه ای، در دود و افیون ناپدید کرده است. دردی به قول عده ای درمان پذیر و به قول عده ای دیگر «درد بی درمان» حتی اگر نامش متادون باشد یا گل.
اگر فکر می‌کنید دوره تریاک و هرویین و افیون های این گروه به اصطلاح سنتی، که وقت، حوصله و جای دنج و دوستان ناباب، سبب  مصرف آنها می شد تمام شده است، مطمئن باشید، این‌طور نیست. هنوز بسیارند افرادی که همه چیز را با هم مصرف می کنن و با گرانتر شدن مواد افیونی در به در دنبال قرصی، علفی، گردی می گردند تا بتوانند استخوان های به درد نشسته از دوری افیون را التیام ببخشند. اما در این میان  افزایش  مصرف قرص های اعتیادآور، از قرص خواب گرفته تا قرص های متادون و ترامادول به عنوان محرک هایی با زمان پایداری بالا و استفاده راحت و پذیرفته شده در سیستم ترک اعتیاد کشور و نیز مصرف گل با بهانه مصرف تفننی و اعتیاد نیاوردن، سبب شده سن اعتیاد به سرعت پایین آمده و خطر آلوده شدن و در دام اعتیاد افتادن نسل های آینده کشور را به مسئله‌ای جدی بدل کند.

*خواستم تریاک را ترک کنم، به متادون معتاد شدم
مریم در یک مطب ترک اعتیاد، منشی است. چند سالی است که کارش همین است. می رود به مرکز و بسته های آماده ای را به مراجعه کنندگان تحویل می دهد.  از قبل قرار مدارهایمان را گذاشتیم و در دفتری که تابلوی تلاش برای  زندگی دوباره  را رویش پررنگ نوشته است، یکدیگر را دیدیم. صندلی  خالی پیدا کردم و نشستم، او هم پشت میزش نشست و منتظر شد.
مردها می آمدند و می رفتند، مردان جوان با رنگ و روی پریده و چشمان بی‌حال که نگاهی به من می کردند و حضورم سبب می شد آرام صحبت کنند. منشی به هر کدام قرص های شمرده شده ای می داد و آنها می رفتند. در این بین زنانی هم بودند، زنانی که به بهانه دریافت قرص متادون برای برادر یا همسرشان، درد اعتیاد خود را با این بهانه ها، پنهان می کردند.
«شربت یا قرص؟ ۲۰ یا ۴۰؟» سوالاتی که با جواب دادن به آن بسته را گرفته و مبلغی پرداخت می کردند. ظاهری شبیه سوپرمارکت که خرید پفک یا چیپس در آن صورت بگیرد.
– ایشون نسرین جون هستن.
با شنیدن این جمله از مریم، منشی مرکز، سرم را برگرداندم، دختری با سن و سال کم کنار در، ایستاده بود. آمد و دو صندلی آنطرف‌تر از من نشست. قرار بود با او همصحبت شوم. دختری که از دیده شدن هنگام خرید متادون خجالت می کشد و در ساعات خلوتی مرکز، به آنجا می آید. با معرفی مریم، رویش را به سمت من برگرداند «مادر بزرگم در سن ۷۹ سالگی دچار بیماری سرطان شد. دیر فهمیده بودند و غده های سرطانی  در تمام بدنش در حال گسترش بود. داروهایش را که گرفتم چند قرص «ترامادول» هم میان آنها قرار داشت که ظاهرا برای تسکین دردهایش، بودند. دردهایی که امانش را طاق کرده بود.»
نسرین ۲۱ ساله است و در یک شرکت خصوصی کار میکند. خانواده اش در مشهد هستند و او به تنهایی در تهران زندگی می کند و نقطه قوت خودش را کارکردن مداومش می داند. کاری که اگر نبود نمی توانست از پس هزینه های اعتیاد به «متادون» بربیاید. او حرف می‌زند و با ناخن دیوار را خراش می دهد. دیوار مرکز ترک اعتیاد را که سالها است به آن می آید و می رود و به قول خودش بیشتر پایش گیر اینجا و قرصهایی که به او می دهند شده است.
«عمویم به مادربزرگ گفت ترامادول مانند افیون است و او هم نخورد. هر چه  اطرافیانش بیشتر اصرار می کردند او بیشتر عقب می کشید. مادربزرگ پیرم پس از ۴ سال تحمل درد و رنج، درگذشت و حالا هر وقت از قرص ها خسته می شوم به یاد می آورمش. پیرزنی را که با وجود درد زیاد قرص ها را نخورد.» نسرین ۵ سال است که متادون مصرف میکند. خودش می گوید از تریاک به متادون پناه اورد. «تریاک کمیاب شده بود و کشیدنش سخت بود، پس میخوردم. معده ام را بیمار کرد که تصمیم گرفتم ترک کنم و موفق نشدم.» او در ادامه گفت که به مرکز آمد تا ترک کند اما هر روز شمار قرص ها بیشتر شد و هنوز ترک نکرده است. «نمی دونم باید چه‌کار کنم، هر روز ۳ قرص می گیرم گاهی از سوپرمارکت، گاهی عطاری و گاهی هم به مرکز می آیم. جرات ندارم یک سفر برم و وقتی فکر میکنم که زنی با وجود سن زیاد و درد بی امان، از خوردن این قرصها قرص خودداری کرده و من به راحتی بدون هیچ مقاومتی به سمت مصرف آنها رفته ام افسرده ام میکند.» نا گهان دیگرحرفی نمی زند و فقط به کفش هایش نگاه می کند.
متادون هم یک ماده مخدر است. دارویی نگهدارنده برای مهار اعتیاد به مواد مخدر که به صورت قرص و شربت در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد.

*گل دومین مواد مخدر مصرفی در ایران
این روزها نام “گل” را بیشتر می‌شنویم، مخدری که مصرف کنندگان آن بر عدم اعتیاد آور بودن آن تاکید بسیار داشته و یا حتی در مقابل صحبت‌ها و هشدارهای کارشناسان که گل را مانند سایر مخدرهایی چون حشیش اعتیادآور می‌دانند، واکنش نشان داده و آن را بی‌پایه و اساس می‌دانند. هرچند گل در باور عمومی حتی کم خطرتر از حشیش و ماری جوانا معرفی شده، می‌تواند آنقدر خطرناک باشد که با یک بار مصرف، فرد معتاد شود، چرا که به طور مستقیم بخش‌های مسئول آرامش بخشی در مغز را فلج کرده و خود جایگزین آن می‌شود. بنابراین با مصرف نکردن گل، فرد دچار اضطراب شدید، بی‌قراری، وحشت زدگی، تپش قلب شدید و… می‌شود، با این حال گل در ایران آنقدر بازار پررونقی پیدا کرده که براساس آخرین شیوع شناسی اعتیاد در کشور، دومین مواد مخدر مصرفی در میان مصرف کنندگان مستمر مواد مخدر معرفی شده است.


از سال ۲۰۱۳ مصرف ماری‌جوانا در ۲۰ ایالت آمریکا آزاد شد و همین آزادسازی و گیاهی بودن، باعث شد بسیاری  در ایران تصور کنند که مخدر گل ضرری ندارد و خیلی راحت می‌توان آن را ترک کرد؛ درحالی‌که بنابر گفته روان پزشکان، گل دارای اثرات توهم زای گسترده‌ای است. هرچند در ایران هنوز اثرات این مخدر به طور کامل مورد تحقیق قرار نگرفته اما عوارض گسترده‌ای از مصرف آن مشاهده شده است. مخدری که با پشتوانه غلط ذهنی افراد در موردش، در دستان جوانان و نوجوانان در دورهمی‌ها و مهمانی‌های شبانه به وفور دیده می شود.
علی دانشجوی سال سوم مهندسی پزشکی است و می گوید که به اصرار دوستانش دو بار گل مصرف کرده است «دفعه دوم که بیشتر مصرف کردم، آنقدر حالم بد شد که فکر می کردم جهان از حرکت ایستاده و من درون ماده ژله ای گیر افتادم و هر کاری میکردم رها شوم نمی‌شد. برادرم من را به بیمارستان رساند. دکتر پرسید چی کشیدی؟ بگو تا کمکت کنم؟ گفتم دو سیب!. می ترسیدم که بگویم، اما بالاخره برادرم گفت و یک شب در بیمارستان ماندم تا نزدیک صبح حالم بهتر شد. هیچوقت فراموش نمی کنم  و نمی‌خواهم این تجربه بد را تکرار کنم.»
نسرین و علی از آن دسته از فرزندان قشر متوسط جامعه هستند که با وجود تحصیل و کار مناسب و با وجود ترس از دست دادن هویت اجتماعی، بازهم به اعتیاد روی آورده و یا تجربه انجام آن را داشته اند. نمونه هایی که در جامعه ما بسیار و در شهرها و مناطق دوردست کشورمان، رازشان را نهفته نگه داشته اند. امری خطرناک که می تواند آنها را تا مرحله سقوط در این وادی بکشاند. وادی خطرناکی که چه معتادان بی خانمان و چه معتادان مخفی جامعه، ممکن است آینده مشابهی را با هم سهیم شوند.

 

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز