شما اینجا هستید

تحلیل خبری » میلادِ یک ترانه ، میلادِ یک شیوه
منبع : محمد عرفان رفیعی

گروه فرهنگی-محمد عرفان رفیعی

مقوله ردیف در تاریخ موسیقی ایران سابقه ای بیش از ۱۵۰ سال نداشته و از زمان ناصرالدین شاه به شکل عجیبی به موسیقی ایرانی پیوسته و سبب محدود سازی آن شده است.
صده ﺍﺧﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ یکی از ﺷﮑﻮﻓﺎﺗﺮﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ های ﺁﻭﺍﺯ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﺧﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ. به طوری که ﺁﻭﺍﺯﺧﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ نوازندگی، ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻭ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﻣﻄﻠﻖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ حکومت ﺻﻔﻮﯾﺎﻥ، ﺷیعیان توانستند که در سایه حکومت «شاه اسماعیل اول» رشد نموده و پس از آن در حکومت های «شاه طهماسب» و «شاه عباس» توانستند که فرصت های پیشرفت قابل توجهی را در ایران کسب نمایند و به همین وسیله توانستند به ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ، علی الخصوص آیین های نمایشی روی آورند و در این میان آیین تعزیه خوانی در بین ایرانیان رواج محسوسی ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ؛ به طوری که این آیین نمایشی توانست فرهنگ و موسیقی اصیل ایرانی را سالیان درازی در قالب هنر نمایشی حفظ و پاسداری نماید و نسل به نسل و سینه به سینه منتقل نماید. در مقابل نیز روحانیان مذهبی هم در مجالس وعظ و خطابه توانستند که ﺁﻭﺍﺯ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﺧﻮﺍﻧﯽ ﺭا ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ خود درآورده و با لحن و صدایی دلپذیر به ذکر مصیبت های ائمه اطهار علیهم السلام بپردازند ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺮﺍﺳمات ﺁﯾﯿﻨﯽ همانند مراسم مرثیه خوانی اباعبدالله الحسین(ع) بر جامعه بیافزایند(روحانیونی همانند سید رحیم اصفهانی، صدرالواعظین، سید محمد صفوی ریزی و حتی خطیبانی چون سید محمد صمصام و …. ).
موسیقی ایرانی که در واقع بن مایه های درونی اش وابستگی شدیدی به کلام دارد و ایده پردازی ها و بداهه پردازی هایش نیز بر اساس کلام شکل میگیرد، همواره در لباس و در قامت «کلام»، به پیشروی و پیشرفت خود با اجتماع ادامه داده است، اما عملاً تغییرات محسوسی در آن پدیدار نشده و همواره از لباسی به لباسی دیگر تبدیل گردیده است (این موضوع به نگاه ردیفی موسیقی ایرانی و وابستگی آن به ردیف نیز ارتباط دارد، زیرا که مقوله ردیف در تاریخ موسیقی ایران سابقه ای بیش از ۱۵۰ سال نداشته و از زمان ناصرالدین شاه این مقوله به شکل عجیبی به موسیقی ایرانی پیوسته و سبب محدود سازی آن شده است).
موسیقی ایرانی در برهه ای از تاریخ، گاه در قامت اسباب طرب به جریان خود ادامه داده است و گاه نیز، در جامه مذهب به خصوص در لباس آیین های نمایشی به ماندگاری رسیده است و گاه نیز اوضاعش در حال رد یا قبول آن بر اساس تصمیمات عجولانه مذهبی در ظرف زمان و مکان به جریان صعودی – نزولی خود ادامه داده است و عملاً میتوانیم بگوییم که از تمام ظرفیت های فرهنگی و بن مایه های تمدنی خویش به طور تمام و کمال بهره مند نشده است. اما در صد سال اخیر این اتفاق نسبت به گذشته کمی متفاوت تر بوده و روند پیشبرد اهداف موسیقایی کشور نموداری تقریباً صعودی را در نیم قرن خود به چشم دیده است (تاسیس اولین ارکستر های موسیقایی و شکل گیری موسیقی نوین ایران بر اساس تئوری موسیقایی علینقی وزیری)، سپس در نیمه دوم آنچه که مشاهده و شنیده شده است نشان از افول و نزول بی شائبه ای بوده که در لابه لای مبانی آن میتوان نقش مذهب در شکل گیری آن را به وضوح مشاهده کرد.
بخش مهم موسیقی ایرانی که وابستگی به کلام است و در واقع بخش جدایی ناپذیر آن به حساب می آمد، در بازه ای از زمان، از رسالت اجتماعی خود فاصله گرفته و در قامت تریبون های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ظهور کرد، به طوری که از نقش موثر آن در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نمیتوان چشم پوشی کرد.
همانطور که در دوران دفاع مقدس نیز نمیتوان از حضور موثر موسیقی در پیشبرد و همراهی بخش مهمی از جامعه با جنگ تحمیلی به آسانی گذشت، همچنین پس از پشت سر گذاشتن دهه ۶۰ و با آغاز دهه ۷۰ شمسی موسیقی جریان مشخص خود را برای حفظ نشاط و روحیه جامعه جنگ زده و تازه از بند جنگ رها شده به نیکی اجرا کرده و بن مایه های درونی اش، نشات گرفته از مضامینی همچون شادی، گل، بلبل، سر سبزی و آبادانی است. تا جایی که همچنان پس از گذشت دو دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی همچنان از نقش و رسالت اصلی خود فاصله می گرفت و با آغاز دهه ۸۰ شمسی به طور کلی تئوری های اولیه خود را به دست فراموشی سپرده و دیگر خبری از آن شکوه و عظمت موسیقایی ایران نیست (ایراد مطرح شده این جمله به هیچ وجه، به معنای مرگ موسیقی کلاسیک ایرانی نبوده، چه بسا که در این دهه و دهه های گذشته آثار شاخصی در حوزه موسیقی دستگاهی و همچنین در حوزه موسیقی مقامی تولید گردیده، اما در مواجه با تعدد تولیدات نسبت به دوره مشابه گذشته بسیار انگشت شمار بوده و در مقابل تعدد آثار فاقد ارزش موسیقایی هم به لحاظ تولید و هم به لحاظ فروش بسیار بالا بوده است).
نبود راهبری درست و برقراری گامی مشخص برای راه پر پیچ و خم موسیقی ملی ایران، سبب شد تا جریانات فرهنگی مخرب (موسیقی زیرزمینی) بسیاری پدید آمده و بسیاری از موسیقیدانان کاربلد یا به انزوای هنری دست یافته و یا اینکه از راه خود فاصله گرفته و خود برای گذران ایام به ابتذال روی آوردند.
در آغاز دهه ۹۰ شمسی و با رویکرد تازه ای که دولت و مردم نسبت به موسیقی برقرار ساختند، سبب شد تا کمی موسیقی ایرانی از چهره بلاتکلیف خود خارج شود و راه کمال را در پیش گیرد. میتوان درخشان ترین اقدام برای آن را در قطعه «نگاری من» از ساخته های سینا فرزادی پور با اجرای هنرمندانه برادران سعیدی دانست. برادران سعیدی که در کارنامه خود حضور در آیین نمایشی تعزیه و فضای تابلو سرایی را به روشنی دارند، این بار در تابلو سرایی عاشقانه ای نقش خود را ایفا نمودند، که سینا فرزادی پور ایده پردازی اش را بر اساس فرم های اولیه ی تابلو سرایی که مبتکر آن در موسیقی ایران استاد رحیم معینی کرمانشاهی بوده، بر عهده داشته است.


سینا فرزادی پور در این قطعه روایت عاشقانه ای را به منصه ظهور در آورده که تفاوت آن با روایت های عاشقانه دیگر، بهره مندی آن از لهجه ی شیرین اصفهانی است، به طوری که واژه آرایی های آن تماماً بر اساس گویش فارسی همراه با لهجه شیرین اصفهانی است. برای آنکه دسته ای از خوانندگان با این سوال که تفاوت لهجه و گویش در چیست رو به رو نگردند به بخشی از سخنرانی علامه جلال همایی که در شماره ۴ سال پنجم مجله دانشکده ادبیات به چاپ رسیده است استناد میکنم که در آن به تفاوت لهجه و گویش پرداخته و آن را چنین بیان کرده است:
«…اگر مجموعه تلفظ‌های دو دسته از گویشوران یک زبان به گونه‌ای باشد که همدیگر را نسبتاً آسان بفهمند صحبت از لهجه می‌کنیم و اگر تفاوت‌های تلفظی یا دستوری به‌گونه‌ای باشد که درک متقابل با ایرادات و دشواری‌هایی روبرو باشد از گویش صحبت می‌کنیم یعنی در این حالت با دو گویش متفاوت از یک زبان روبرو هستیم.»
این اتفاق در قطعه ایده پردازی شده توسط فرزادی پور نیز به روشنی و وضوح قابل تشخیص است و از این جهت در مقابل دیگر قطعات محلی میتواند متمایز باشد.
نکته مهم دیگر که میتوان از آن به عنوان یکی از نقاط روشن و قابل بحث در این قطعه یاد کرد، حفظ اصالت فرهنگی اصفهان است، به طوری که شهر اصفهان با تاریخ و تمدنی مشخص و از همه مهمتر با پیشینه موسیقایی بسیارطولانی خود، که یکی از ارکان مکاتب آوازی ایران را تشکیل داده است، از وجود قطعه ای محلی که از آن بتوان به عنوان قطعه ای منحصر به فرد و موسیقی شهری اصفهان یاد کرد همواره محروم بوده(با این نگاه که قطعه به اصفهان رو، ضمن دارا بودن آرایه های شهری، از وجود لهجه مبراست). در مقابل از گنجینه بسیار ارزشمندی همچون متل ها ، مثل ها و اشعار بی نظیری با لهجه و گویش اصفهانی برخوردار بوده که همواره از چشم موسیقیدانان یا به دور بوده است و یا به دلیل عدم استقبال، از آن دوری جسته اند و متاسفانه به دلیل همین عدم استقبال، این لهجه و گویش شیرین به مرور جای خود را تنها در محافل انس و الفت پیدا کرده و بقول شاعر: مرثیه خوان دل دیوانه خویش است.
در سال های دور هنرمندان اصفهانی همچون، هوشنگ آفریدون، محمود اناری، پرویز یاقوتی، عبدالکریم اصفهانی و …. با همراهی اشعاری از امان ساغری، مکرم اصفهانی، صادق ملارجب و سید جعفر موسوی (خاکشیر)، به فعالیت های موسیقایی در قالب لهجه اصفهانی پرداختند، اما به دلیل استفاده از ادبیات هزل و طنزآمیزی که در آن قطعات دخیل بود، آن قطعات فاقد انتشار عمومی شدند و هیچ گاه فرصت ظهور و توسعه نیافتند و باز هم به محافل انس و الفت خلاصه گردید. اما سینا فرزادی پور با تمام دانسته ها و با درک گستره فرهنگی اصفهان و با کمک ها و آموزه های اساتیدش توانست که نام خود را در سیاهه آغازگران مکتب موسیقی شهری اصفهان در صدر بگنجاند و برادران سعیدی به اولین مجریان آن بدل گشتند و تنوانستند راه تازه ای را در حوزه موسیقی شهری اصفهان در ایران احداث نمایند تا به مرور زمان و با استقبال عمومی روز به روز بتوان بر پیشبرد آن گام نهاد.
نگارنده در خصوص قطعه نگاری من، معتقد است که علاوه بر کلام محور بودن قطعه که بر اساس لهجه اصفهانی سروده شده است چه بهتر که بتوان در آینده و با خلق قطعات بیشتر آثار موسیقی، از گستره موسیقی ایرانی( دستگاهی) خارج شده و به موسیقی شهری(مقامی (مختص به گستره ی جغرافیایی )) بدل شود تا در حوزه موسیقی شهری نیز اصفهان با تمام زیرساخت های موسیقایی اش به خودکفایی دست یابد.
همانطور که در موسیقی شهری تهران فضای موسیقی از گستره تمام دستگاهی فاصله گرفته و با ساز بندی های منحصر به فرد توانسته است در بازه زمانی ۱۰۰ساله شکل و شیوه قابل تشخیصی به خود بگیرد، به طوری که حوزه های زیر مجموعه موسیقایی شهری آن به مشاغل شهری نیز رسیده است. در خصوص شهر اصفهان نیز با وجود فضای مناسب می توان امید به چنین پیشرفتی داشت که از همین جا به تمام دست اندرکاران این مجموعه تبریک گفته و از آنان انتظار خلق آثار دوچندانی در این حوزه را داریم.

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز