شما اینجا هستید

تحلیل خبری » گلهای پیرنیا، باعث رونق نشر دیوان شاعران شد

گروه فرهنگی- محمد عرفان رفیعی

 

در تقویم فرهنگی کشور۲۰  مهرماه به نام بزرگمرد شعر و ادب پارسی، خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی رقم خورده است. هرسال در این روز مردم از سرتاسر نقاط ایران به شهر شیراز سفر می کردند و با حضور پر شور خود علاوه بر برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری، به برگزاری جلسات شب شعر در ستایش مقام حافظ میپرداختند که این رویداد امسال به علت همه گیری ویروس کرونا توسط انجمن ها و فرهنگ دوستان ایران و جهان به صورت همایش مجازی برگزار شد.
خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است؛ که در اوایل قرن هشتم ه‍.ق- حدود سال ۷۲۷- در شیراز دیده به جهان گشود. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سرتاسر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت. تفکر حافظ عمیق، زنده، پویا، ریشه دار و در خروشی حماسی است و به قولی شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.
شهرت حافظ تنها مبتنی به دوران حیات اش نبود و پس از دوران حیاتش نیز همواره کانون توجه علاقه مندان به شعر و ادب فارسی قرار گرفته است. سده اخیر را که بنا به دلایلی می توان از دوران درخشان تحول فکری و اجتماعی ایرانیان دانست؛ به طوری که در این دوران شاهد وقوع حوادثی همچون وقوع انقلاب مشروطیت، پایان دوره سلطنت خاندان قاجاریه(۱۱۷۳-۱۳۰۴) و ظهور سلسله پهلوی(۱۳۰۴-۱۳۵۷) و همچنین گسترش روابط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با دنیای غرب و از همه مهمتر و تاثیرگذارتر، ظهور پدیده ای به نام رسانه های ارتباط جمعی هستیم، که یکی از پیامد های آن بروز تغییرات بنیادین در ذائقه فرهنگی ایرانیان است. با تاسیس رادیو در ۴ اردی بهشت ماه ۱۳۱۹ برنامه های موسیقی اصیل ایرانی تحت پوشش و تولید این موسسه ملی قرار گرفت و در مدت ۳۸سال فعالیت تعدادی بالغ بر ۱۵۰هزار برنامه موسیقی اصیل ایرانی خلق و تولید شد. از شاخص ترین برنامه های تولیدی رادیو مجموعه برنامه های «گلها» به سرپرستی «داود پیرنیا» است که به گفته بسیاری از کارشناسان این مجموعه برنامه ها علاوه بر پیشرفت و گسترش موسیقی ایران به احیای ادبیات فارسی در بین عوام جامعه کمک به سزایی کرد. به طوری که در ۱۵۰۰ برنامه تولید شده، بیش از ۷۰۰ شاعر فارسی زبان به عموم مردم شناسانده و معرفی شدند که تا پیش از تاسیس این برنامه بسیاری از آنان شناخته شده نبودند.

                                                                                 داود پیرنیا

هومن ظریف مستند ساز پرتره و کارگردان مستند «پیرنیا، باغبان گلها» در ارتباط با نقش داود پیرنیا به عنوان موسس برنامه «گلها» در شناساندن و معرفی شاعران کهن ایران به خصوص حافظ در این ارتباط به «وطن روز» گفت: برای قضاوت یک رخداد تاریخی باید سفر کرد به ایام آن رویداد  همانند خلبانان یا فضانوردان که  با استفاده از تکنولوژی به شبیه سازی پرواز می پردازند،شاید به این صورت،بتوانیم به قضاوت درستی از آن رویداد دست یابیم.  بعد از زمانی که رادیو به صورت همگانی در اختیار مردم نبود و تنها راه دسترسی به آن بلندگو های میادین شهر و یا قهوه خانه ها بود، رادیوهای باتری دار به صورت گسترده در دسترس مردم قرار گرفت که این امرریالباعث شد مردم سریعا به دکلماسیون و خوانش اشعار،واکنش نشان بدهند و از طرفی بهد از یک دهه از اشغال ایران توسط شوروی،امریکا و انگلیس،موسیقی های گهگاه سخیف مورد تایید سربازان متفقین قرار می گرفت و این پیرنیا را بسیار ناراحت می کرد. بر این اساس،او که تربیت شده  یک خانواده سیاسی  بود،بهترین سیاست را به کار برد! به این معنا که با ورود به رادیو،برای نسل های آینده برنامه کودک رادیو را برای نخستین بار پایه گذاری کرد.
وی افزود:در آن ایام کشورهای غربی در حال پخش برنامه های تلویزیونی خود از شبکه های CBS و BBC بوده و رادیو های خارجی میدان را به تلویزیون باخته بودند. اما داود پیرنیا که با استفاده از فضای باز فرهنگی موجود و جایگاه سیاسی خود،تمرکز بودجه روی تنها رسانه فراگیر شنیداری آن زمان،یعنی رادیو را مغتنم دانست  و توانست در ابتدا به تاسیس اولین «برنامه کودک» در جهان با همکاری کودکان این سرزمین بپردازد که این اتفاق مهم به خودی خود گام محکمی در جهت تربیت و پرورش کودکان ایران به شمار می آمد. برنامه کودک،بیشتر بار تربیتی داشت و اشعار آن بازتولید شاعران نهضت شعر کودک بود.
ظریف در پاسخ به اینکه میراث پیرنیا در طول خدمت در رادیو چه بود تصریح کرد: پس از تاسیس برنامه کودک و بهره گیری از شاعران معاصر همچون منوچهر معین افشار، رحیم معینی کرمانشاهی و …. به تاسیس برنامه «گلها» همت گماشت؛ که علاوه بر تولید محتوای موسیقایی به دیدگاه تربیتی اجتماع ایران نیز توجه می کرد. این اتفاق درست در زمانی به وقوع پیوست که اجتماع ایران در ابتذال فرهنگی غرب غوطه ور بود و جامعه ایرانی به شنیدن آثار سخیف غربی که توام با موسیقی های عربی و ترکی همراه بود،  عادت کرده بود. در این مجموعه برنامه ها، پیرنیا علاوه بر تولید محتوای موسیقایی به دکلاماسیون اشعار و معرفی بزرگان ادب فارسی نیز توجه ویژه ای داشت و از این رهگذر به معرفی چند صد شاعر نامی فراموش شده پرداخت که تا آن ایام کمتر کسی با نام و آثار آنان آشنایی داشت.

ظریف درباره نقش پیرنیا در معرفی شاعرانی چون حافظ در برنامه گلها افزود: تا پیش از تاسیس برنامه گلها ،عموماً دیوان ها و نسخ شاعران و بزرگان ادب فارسی در هندوستان یا دیگر کشورها به چاپ می رسید که از این حیث صنعت نشر و چاپ در ایران چندان جریان مهمی به شمار نمی آمد، اما پس از پخش برنامه های گلها و معرفی شاعران و شنیدن آثارشان در رادیو، درخواست و اقبال عمومی برای چاپ دیوان ها به سمت و سویی رفت که جریان نشر در ایران به چاپ دیوان ها در شمارگان بالا همت گماشت و در این دوره است که برای نخستین بار دیوان های چاپ سنگی و یا نسخ خطی به تصحیح ادیبان و کارشناسان رسید و اولین دیوان ها در کشور به صورت عمده چاپ و در اختیار عموم قرار گرفت که این موضوع مهم متاسفانه تا کنون از دید بسیاری از کارشناسان این حوزه پوشیده مانده است.
این کارگردان و مستند ساز پرتره در پاسخ به شاخص ترین سروده حافظ که در برنامه گلها مورد استفاده قرار گرفته است گفت: متاسفانه به این سوال به صورت مشخص و با ذکر نام نمی توان پاسخ داد زیرا که موسیقی ایران متاسفانه خواننده محور است و هر اثری را که عنوان کنم به جناح مشخصی در جامعه هنری نسبت داده می شوم و دلیلی هم برای عنوان اثر خاصی نیست چون بحث سلیقه است و به نظرم همه آثار اجرا شده خوب و کلاس درس است. گواینکه برخی ندانسته نسبت به فقدان بررسی محمدرضا شجریان،من را مورد تشویق لفظی شدید قرار دادند،درصورتیکه،تا زمان مدیریت پیرنیا،ایشان حضوری در برنامه گلها نداشته اند.اگرچه به تایید پیرنیا،بعد از خروج پیرنیا،صدای ایشان در برنامه گلها پخش شد. به هرحال،به دلیل خواننده محوری و به حساب نیاوردن دیگر عوامل موسیقی یک اثر،اجازه بدهید درباره آثاری که چه به صورت دکلمه و چه آوازی خوانده شده سخن نگویم.   اما می خواهم به بُعد دیگری از سروده های شاخص حافظ اشاره کنم که بسیار به آن علاقه مند هستم و آن دکلاماسیون این سروده هاست که در برنامه های گلها توسط خانم ها روشنک، فروزنده اربابی، آذر پژوهش، فیروزه امیر معز، فخری نیکزاد، کوکپ پرنیان و آقایان محمد سلطانی، اکبر مشکین، تقی روحانی، اسدالله پیمان انجام می گرفت. در این خصوص برای مستند «پیرنیا، باغبان گلها» با خانم آذر پژوهش به گفت وگو پرداختم که نکته مهمی بیان داشت و آن ارتباط مستقیم برنامه گلها و دانشگاه بود. به طوری که خانم پژوهش برای دکلمه هر اثر به اساتید بزرگی چون دکتر محمد معین، علی دشتی و سعید نفیسی مراجعه می کرد و برای اجرای صحیح ابیات از این استادان فن کمک می گرفت و به نظرم این مهم ترین اتفاق فرهنگی- اجتماعی صد سال اخیر ایران به شمار می آید که به صورت مفصل در مستند «پیرنیا، باغبان گلها» به آن پرداخته ام.
برنامه گلها،یک نکته جالب دیگری هم دربین خواص ادبی ایجاد کرد. ظهور بحث های نسخه بدل های حافظ و دیگر دیوان ها از دهه چهل به بعد که تهیه آمار و پژوهش آن،چنان سخت بود که جایی در فیلم نداشت و امیدوارم دانشجویان تحصیلات تکمیلی،روی آن کار کنند.
وی در پاسخ به این سوال که به نظر شما،فیلم پیرنیا باغبان گلها می توانست بهتر ساخته شود گفت: بله. تردید نداشته باشید مهمترین منتقد هرکوشش تاریخی و هنری،خود موثر آن اثر است. من الان دریغ می خورم که ای کاش،مستند پیرنیا باغبان گلها،در دوبخش ساخته می شد. برنامه کودک رادیو،که نخستین برنامه کودک دنیاست و برنامه گلها. البته مستند «آقا بیژن» کمی از حسرتم کاسته است اما به نظرم می توان حدفاصل سال چهل وپنج،یعنی خروج پیرنیا از برنامه های پنجگانه گلها،تا سال ۱۳۵۰ که با ورود یک شاعر،برنامه گلهای تازه شکل می گیرد،ما می توانیم دو بخش دیگر درباره برنامه گلها بسازیم که علاوه بر بودجه نیازمند،درک تاریخی سیاسی دهه پنجاه هستیم. برای سازندگان آن دو قسمت پیشاپیش آرزوی تندرستی و صبر و تحمل می کنم.چون تاریخ تاریک است و کسی که چراغ را بی طرفانه و با دیدگاه ملی به بخشی از تاریخ می اندازد،طرفداران و علاقه مندان،به جای عبرت از تاریخ، با تکه های تاریخ با هم گلاویز می شوند. ای کاش،برنامه ای مانند برنامه گلهای پیرنیا،در رسانه های ما بود تا به صنعت نشر بیمارمان،با این تیراژ نا آبرومند،کمک کند.

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز