شما اینجا هستید

تحلیل خبری » دغدغه‌مندی ترانه، در مسیر خلق ترانه

گروه فرهنگی- محمد عرفان رفیعی

رضا شاهین، ترانه سرا، مجری و مدرس فن بیان متولد ۱۳۶۹ در تهران و دارای مدرک کارشناسی عمران و مدرک بین المللی فن بیان و گویندگی است. وی ترانه سرایی را از سال ۱۳۹۴ و با اثر حاشا نکن با صدای کامران تفتی و نیما نکیسا آغاز کرد و در مدت ۵ سال فعالیت مستمر و حرفه ای توانسته است که با خوانندگان بسیاری از جمله رضا صادقی، مهدی یراحی، امیرعباس گلاب، کامران تفتی، نیما نکیسا و … همکاری کند.
شاهین که این روز ها آخرین اثر خود را با نام «یه چیزی میشه دیگه» با صدای رضا صادقی و «قله» با صدای امیرعباس گلاب منتشر کرده، مهمان سلسله مطالب بررسی جایگاه و موقعیت ترانه در موسیقی ایران است و «وطن روز» به گفت‌وگو با این ترانه سرا پرداخته است.

در ابتدای گفت و گو، رضا شاهین در پاسخ به پرسش خبرنگار «وطن روز» در خصوص تعریف وی از «ترانه» گفت: در خصوص این سوال می خواهم، کمی متفاوت نسبت به گذشته صحبت کنیم و حواسمان باشد که ترانه هم یک نوع «شعر» است و باید قواعد و شاعرانه گی ها در آن رعایت شود؛ حالا شعر چیست؟ شعر واژه ای عربی است که معنای آن «احساس» است، پس به عقیده من هر نوشته ای که دارای احساس است، می توان آن نوشته را «شعر» تلقی کرد. پس تا اینجا متوجه شدیم که چندان هم با مقوله عجیب و غریبی رو به رو نیستیم، یعنی شعر را همه لمس می کنیم و ترانه هم نوعی از شعر است.
مشخصه مهمی که ترانه نسبت شعر دارد، اول آنکه زبان ترانه، زبان محاوره است و دوم آنکه ترانه قابلیت اجرا دارد و این بدان معنا است که می تواند با ملودی همراه شود که در گذر زمان این مشخصه ها به نظرم باعث به وجود آمدن خطراتی شد که بسیاری تصور کردند، هر نوشته ای که به صورت محاوره باشد و مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند «ترانه» است. روند مستمر این تصور نیز باعث شد در دوره ای از تاریخ موسیقی کشور به خصوص در دهه ۸۰ و ۹۰ متاسفانه آثاری خلق شوند که به اشتباه و در اثر سوتفاهماتی، نام ترانه به خود گرفته اند، آثاری که دارای واژگانی سخیف، دم دستی و فاقد ارزش هنری بودند نیز در این دوره خلق شدند و این موضوع به خودی خود باعث شد تا سطح سلیقه مخاطب نیز رو به افول و نزول برود و تنها عامل دیده شدن این دست آثار به ظاهر گرفته شده یا دیده شده تنها ملودی بوده است، عاملی که به جهت خاص بودن و به نوعی دارای «بوم بوم» بودن، قشر جوان و نوجوان جامعه را جذب خود می کند، پس با این شرایط، آن ترانه سرا، یک شعر معمولی، سخیف و پر تکرار را روی ملودی سوار می کند و چون ملودی نسبت به ترانه خوب است و تنظیم آن مطابق سلیقه سطح پائین مخاطب است، جامعه آن اثر را می پذیرد، و این همان خطری است که جامعه فرهنگی به خصوص جامعه موسیقایی امروز را تهدید می کند.
رضا شاهین در ادامه به تهیه کنندگان موسیقی اشاره کرد و گفت: موضوع مهم، بحث تهیه کنندگان موسیقی ایران است که اگر بخواهیم که منصفانه به قضیه نگاه کنیم و اگر شما به عنوان تهیه کننده موسیقی باشید آیا اثری را حمایت می کنید که دارای مخاطب است یا اثری که کمتر مخاطب پذیر است؟ خب مشخص است اثری را مورد حمایت قرار می دهید که با سطح سلیقه جامعه مطابقت داشته باشد تا منافع مادی بیشتری کسب کنید.
شاهین در ادامه به موضوع سیر ترانه پس انقلاب اشاره کرد و گفت: انقلاب مشخصاً مفهوم خاص خود را دارد، یعنی دگرگونی و انقلاب در وجهه های خاصی از جامعه ممکن است صورت بگیرد و به نحوه دیگری تبدیل شود که این اتفاق با انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۷ در حوزه سینما و موسیقی نیز رخ داد. عده ای در حوزه فرهنگی به مهاجرت روی آوردند و این مسئله باعث شد تا جامعه هنری بین دو راهی عجیبی بین مانده ها و رفته ها بماند. در این بین هنرمندان مهاجر به دلیل فضای باز و پشتیبانی مادی و معنوی بهتر، بیشتر توسط جامعه دنبال شدند و همین موضوع سبب شد تا همچنان مردم هنرمندان محبوب پیشین خود را دنبال کنند. پس ترانه سرای داخل کشور برای دیده شدن و شنیده شدن ترجیح می دهد تا با هنرمندان مهاجر فعالیت خود را ادامه دهد تا هم اثرشان با امکانات بهتری منتشر شود و هم با صداهایی شنیده شود که با سطح سلیقه مردم همخوانی دارد. اگر این مسئله را به صورت جدی پیگیری کنیم متوجه خواهیم شد که آنچنان اوضاع آشفته است که بسیاری از آثار منتشر شده در خارج از کشور به خصوص در دو دهه ۸۰ و ۹۰ محصول تولیدات داخلی بوده اند و این موضوع تنها شامل «ترانه» نمی شود، بلکه هم در حوزه «ملودی» و هم در حوزه «تنظیم» و حتی در حوزه «ویدیو» نیز چنین اتفاقات مشابه ای در این دو دهه روی داده و همچنان اتفاق می افتد.
رضا شاهین در ادامه به مسئله ممیزی و سانسور در وزارت فرهنگ و ارشاد اشاره کرد و گفت: خالی از لطف نیست بدانید که موزیک ویدیو های بسیاری از هنرمندان شاخص مهاجر در همین ایران خودمان و در جنگل های شمال کشور ضبط می شود، پس شما به عنوان ترانه سرا، ملودی ساز، تنظیم کننده، نوازنده و …. ترجیح می دهی که با هنرمندی فعالیت هنری ات را ادامه دهی که سطح موسیقی بالاتری را ارائه می دهد و با اقبال عمومی بیشتری رو به رو است و ضمناً با هیچ خط قرمزی رو به رو نیست، موضوعی که در کشور هم اکنون بسیاری از ترانه سرا ها با آن دست و پنجه نرم می کنند. خط قرمز ها به عقیده من تا حدی جایز است که اخلاق را رد نکند و این موضوعی است که مورد پذیرش همگان است اما متاسفانه در این سال ها آنقدر خطوط قرمز در دایره واژگان بسیار شده است که ترانه سرا عملاً دست بازی در انتخاب ندارد و همین موضوع باعث می شود تا ترانه سرایان پس از خلق اثری قوی اما با دست باز بیشتر، زمانی که جایی برای ارائه در کشور نمی بینند به اجبار اجرای آن را به مهاجرین خارج از کشور سپارند و همین دلیل باعث شده است بهترین ترانه سرایان ما، بهترین آثارشان را در خارج از کشور منتشر کنند چرا که در داخل با خطوط قرمز و ممیزی رو به رو می شوند وهمین مسئله باعث می شود که سطح کیفی آثار داخل کشور روز به روز با افول مواجه شود.
رضا شاهین در ادامه به بحث عوامل ماندگاری ترانه اشاره کرد و گفت: به نظرم تنها عامل ماندگاری ترانه چیزی جز «برقراری ارتباط صحیح با مخاطب» نیست. این موضوع بدان معناست که یک ترانه سرا باید به یک جامعه شناسی و دید مناسبی از اجتماع اطراف خود دست پیدا کند. در اینجا لازم می دانم که نقل قولی از دوست عزیز آقای محمد حسین لطیفی کارگردان ارجمند داشته باشم که ایشان می گوید: من زمانی که فیلمی را می سازم داستان اثر یا دغدغه شخصی من است یا در آن برهه از زمان آن داستان را جزء دغدغه های شخصی ام به حساب می آورم.
این موضوع به نظرم بسیار ارزشمند است و اگر ما نیز بتوانیم در اشاعه این فرهنگ در حوزه موسیقی تلاش کنیم مشخصاً شاهد اتفاقات خوبی خواهیم بود.
اما زمانی که ترانه سرای ما که به عنوان رکن اصلی تولید یک اثر موسیقایی است دغدغه مند نیست، چطور می تواند اثر ماندگاری را خلق کند؟ آثاری که الان در حال تولید است آیا امکان شنیدن آن در پنج سال بعد وجود دارد؟ نه اصلاً به هیچ عنوان. آثار شاخص گذشته ما که هم اکنون هم شنیده می شوند و خواهند شد را اگر دقت کنید آنچنان واژگان خاص و عجیب و غریبی به همراه ندارند، اما چون دغدغه مند سروده می شدند و در یک پکیج کامل هنری قرار می گرفتند همچنان هم دارای مخاطب و ماندگاری اند. ترانه سرایی در برهه ای از زمان شان و منزلت داشت، به طوری که هیچ کسی حق دست برد در اثر ترانه سرا را نداشت، اما الان چطور؟ وضعیت در حالی است که خواننده و حتی تنظیم کننده محترم نیز که خود را عقل کل و صاحب همه چیز میدانند در متن ترانه سرا نیز دست می برند و نظر غیر کارشناسی خود را در متن دخالت می دهند که به عقیده من تجاوز به حریم و حقوق ترانه سراست. متاسفانه در این سال ها بخشی از خوانندگان ما که فعالیت بسیاری داشته اند با غرور کاذب خود به اثر ترانه سرا تجاوز می کنند اما ببینید چقدر تفاوت دارد سطح فکر و دغدغه مندی آن عزیزان با خوانندگان واقعاً دغدغه مندی چون مهدی یراحی که به عقیده من«شاعری ست که شعر نمی نویسد» و این بدان معناست که مهدی یراحی شناخت کاملی از ادبیات و به خصوص ترانه دارد، اما به عقیده و دغدغه ترانه سرای خود احترام می گذارد و هیچ دخل و تصرفی در اثر ترانه سرا نمی کند چرا که در وهله اول به ترانه سرایی که برای همکاری انتخاب کرده است ایمان دارد و دوم آنکه به انتخاب خود احترام می گذارد و این مسئله باعث شده که آثار با کیفیت و شاخص تری نسبت به دیگر همکاران تولید کند، امثال مهدی یراحی در موسیقی ایران انگشت شمارند.
این ترانه سرای دغدغه مند در ادامه و در پاسخ به پرسش خبرنگار «وطن روز» در خصوص بزرگترین متضرر در انزوای ترانه گفت: بزرگترین متضرر در این سالها به عقیده من گوش و هوش «مردم» است. چرا که در این سالها هر نوشته ساده و بی اهمیت محاوره ای را به خورد مخاطب داده ایم و ما دخیل بوده ایم در این عرصه که هر نوشته ی سخیفی را به شنونده انتقال دادیم و کمک کردیم تا شنونده دارای سلیقه سطح پایینی شود و تاسف انگیز آنجاست که اگر خواننده ای هم بخواهد اثر شاخص و سطح بالایی تولید کند متاسفانه مجبور است بگوید: من نباید شبیه مارکت شوم! و این تاسف بزرگی است که چقدر مارکت موسیقایی ما افول داشته که هنرمند دغدغه مند ما باید چنین نظری داشته باشد. چه کرده ایم با فرهنگ و هنر این مرز و بوم که هنرمند ما باید فارغ از مارکت بخواند تا شان خود و فرهنگ ایران را حفظ کند.
شاهین در ادامه به راهکار های برون رفت از شرایط فعلی در عرصه موسیقایی اشاره کرد و گفت: به عقیده من اول باید مقداری از محدودیت ها و چهارچوب های سلیقه ای وزارت ارشاد برداشته شود و دوم اینکه عزیزانی که در وزارت ارشاد به بررسی ترانه ها ورود می کنند به عقیده من باید کمی تخصص داشته باشند نه اینکه تنها با رابطه به این حوزه ورود کرده باشند و بر اساس سلیقه تصمیم گیری فرهنگی در کلان جامعه کنند. سوم اینکه من به عنوان ترانه سرا اگر دغدغه ام اعتلای فرهنگ است پس نباید زیاد به اسم و شهرت توجه داشته باشم و یکسری از بدعت های متاسفانه داخلی که من پایه گذار فلان مکتب یا شیوه نوین ترانه ام را بگذارم، با این صحبت ها از ادبیات گفتاری ما حذف شود و بیشتر به فهوای کلام که دغدغه مندی ترانه سراست توجه شود، چرا که در پنجاه یا صد سال بعد که دیگر ما نیستیم اسم اهمیتی ندارد و بیشتر رد پای ما و اثر ما در فرهنگ این کشور است که قضاوت می شود.

استفاده از خبر با ذکر منبع بلامانع است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری، تحلیلی وطن روز